
چه بسیار شاعرانی که سرودهاند:“این نیز بگذرد”اما تو بدان! زندگی را به امید گذر این و آن سر کردن، قمار عمر است و باختن مدام امروز به سودای فردا.ای بسا که «تو» پیش از «این» بگذری.«زندگی جمع امروزهاست، باقی روزها یا خاطرهاند یا خیال.» بخوانید...
ادامه مطلب
یه کیک خیلی خوش طعم ، با چند تا شمع روشنیکی به نیت تو یکی از طرف منالهی که هزار سال همین جشنو بگیریمبه خاطر وجودت به افتخار بودن ...
ادامه مطلب
امروز تولد خواهرمه ، بهترین خواهر دنیا، مهربون ترین، زیبا ترین و رئوف ترین آدمی که تو زندگیم دیدمخواهری که همه جو ره کنارمه... هیچ وقت تنهام نمیزاره...دکتر قلب منه و همیشهحال مو خوب میکنه... خواهر مهربونم، دوست عزیز#م، مرسی که هستی، انشالله همیشه خدا برام حفظت کنه، همیشه تنت سالم باشه و لبت خندون بهترینانشأالله به آرزوت برسی و بتونی مطابق ذات مهربونت به آدمها کمک کنی ...تو بهترینی...
ادامه مطلب
از آن خوشم که شدم نوکر سرای حسینمنم غلام کسی که بود گدای حسیندو چشم داده خداوند تا که گریه کنمیکی برای حسن آن یکی برای حسین یقین که آتش دوزخ حرام گردیدهبه جسم آنکه بود یار آشنای حسین برای بخشش کوه گناه یک راه استبریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین کبوتر دل عشاق هر شب جمعهنشسته است روی گنبد طلای حسین خدا کند که شبی زائر حرم گردیمو جان دهیم همان شب به کربلای حسین به گوش جان تو اگر بشنوی هنوز آیدز زیر نیزه و تیغ و سنان صدای حسین ...
ادامه مطلب
از آن خوشم که شدم نوکر سرای حسینمنم غلام کسی که بود گدای حسیندو چشم داده خداوند تا که گریه کنمیکی برای حسن آن یکی برای حسین یقین که آتش دوزخ حرام گردیدهبه جسم آنکه بود یار آشنای حسین برای بخشش کوه گناه یک راه استبریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین کبوتر دل عشاق هر شب جمعهنشسته است روی گنبد طلای حسین خدا کند که شبی زائر حرم گردیمو جان دهیم همان شب به کربلای حسین به گوش جان تو اگر بشنوی هنوز آیدز زیر نیزه و تیغ و سنان صدای حسین...
ادامه مطلب
روزی که خدا گل خلایق سرشت بالای در بهشت اینگونه نوشت بی مهر علی ورود اکیدا ممنوع با حب علی بیا که بازست بهشت "عید غدیر مبارک " ...
ادامه مطلب
امروز تو سلف مدرسه یه غذایی بهمون دادن عدس پلو بود ولی مقدار زیادی دارچین و تعدادی کشمش هم داشت واقعا نمیدونم باید اسمشو چی بزارم خدا رو شکرzahra یه ترشی(به قول هازارد) خوش پز اورده بود یه ذره از اون خوردم غذا خیلی افتضاح بود تا ساعت سه که اومدیم خونه هم من هم زهرا گشنه بودیم هیچ کدوم هیچی نخوردیم دیگه اشپزه دلش سوخت گفت بیاد بهتون ته دیگ بدم ته دیگشم مقدار زیادی دارچین سوخته روش جمع شده بود هیچی دیگه گشنه بودیم تا ساعت سه که اومدیم خونه ...
ادامه مطلب
میان همهمه برگ های خشک پاییز فقط تو ماندی که هنوز از بهار لبریزیروزهای آخر پاییزت پر از خش خش آرزوهای قشنگ !پیشاپیش یلدا مبارک ...
ادامه مطلب